تار موهای سفید

من سفید شدن بعضی از مو هامو حس کردم . باور نمی کنی، نه؟

می دونم به نظرت مسخره میاد ولی سفید شدن ناگهانی مو ، مثل یه سوت

بلند ممتد که ناگهان قطع می شه.صداشو می شنوی و اگه دقت کنی بعد از

اون یه تار موی سفید جدید می بینی.

من روزهایی رو هم که یکی از موهام ناگهان سفید شد رو یادمه.

همون روزهایی که یه گوشه ای از قلبم ترک برداشت. همون روزهایی که

یه بخشی از روحم مرد....

همون جاهایی که بغض کردم و لبخند زدم...

تنها موندم و لبخند زدم....

داد داشتم و لبخند زدم....

حاصل اون همه سکوت، اون همه لبخند شد یه دسته تار مو که ناگهان

سفید شد....

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

صدای گنجشک ها بعد از بارون

گفتم : می دونی لذت بخش ترین چیز برای من چیه؟

گفت: چی ؟

گفتم : صدای گنجشک ها بعد از بارون.

لبخند زد...انگار که فهمیده ..من اما می دونم که نفهمیده.....

برای من صدای گنجشک ها بعد از بارون مثل آرامش بعد از درد...

مثل قهوه بعد از خواب....مثل خواب بعد یه روز پرکار....

مثل بی حسی بعد از برف بازی....مثل گزگز پاهات بعد از راه رفتن

زیر یه بارون شدید...

برای من صدای گنجشک ها بعد از بارون مثل سفریه که نرفتم و

فقط تعریفش رو شنیدم.... مثل کتابی که نخوندم و باید بخونم....

مثل شعری که من نگفتم ولی مست شدم از شنیدنش....

برای من صدای گنجشک ها بعد از بارون حسرت کارهای نکرده،

حرف های نگفته اس....

نمی خندم....

می گم: خوش به حال گنجشک ها!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.