امروزنگار....

 

امروز خسته ام....این به آن معنی نیست که فردا هم خسته ام....امروز دلگیرم...هوای ابری

اینجا خلقم را تنگ کرده...تو که نیستی خلقم را تنگ کرده...خودم اینجام....

خسته ام و برای رفع خستگی ام راهی نیست...این فاصله ها همه بدی ها را چندبرابر کرده...

 

 

 

 

 

 

 

هوای بهار من...هوای بهاری  من...بهار من...بی تو نفس هام ابری اند....

مه آلود...یخ زده...

 

 

 

 

 

 

 

 

.......

 

می دانی آهنگ های عاشقانه بی رحم ترین ساخته های دست بشرند؟آدم را بارها و بارها می کشند...

 

خیلی خوبه آدم وقتی تنهاس و از همه آذمهایی که ذوست داره دوره یه کاری برای انجام دادن داشته باشه...دو هفته اس خودم رو مجبور کردم تا آخرین زمان ممکن توی دانشگاه بمونم و به کارهام برسم...و خیلی از خودم راضی ام ...خیلی حس خوبی دارم...حس کی کنم دور بودنم بی خودی نیست...ارزش داره...

 

پ.ن)یلدای تنهایی ...شبیه یلدا نبود....باید جبراان کنیم برای هم...باید شب های زیادی چشم هامون رو به هم بدوزیم و حرف نزنیم....فقط زل بزنیم به هم...